تبلیغات
متفرقه - فهمیدم
همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی،چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزیی را امضا کن که بتوانی پایش بایستی

فهمیدم

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 12:08 ق.ظ

نویسنده : محمد
من از نگاه تو،غرق ستاره، فهمیدم
که می روی و غریبم دوباره ، فهمیدم
ترانه های زمستان همیشه می خواندم به عشق تو نغمات بهاره فهمیدم
هزار بار سرودم که: دوستت دارم
به طعنه هردفعه گفتی که:آره ، فهمیدم
((حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست))
نموده خواجه به فالم اشاره ، فهمیدم
به غیر صبر که بر درد دوری ات دارم نبود و نیست مرا بخت و چاره ، فهمیدم
و درس ((شمع و پروانه )) را به مکتب عمر به دل نشاند چوعشقت شراره ، فهمیدم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -