تبلیغات
متفرقه - به یک‏جایی از زندگی که رسیدی
همیشه حرفی را بزن که بتوانی بنویسی،چیزی را بنویس که بتوانی امضایش کنی و چیزیی را امضا کن که بتوانی پایش بایستی

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی

چهارشنبه 27 آذر 1392 01:31 ق.ظ

نویسنده : محمد

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده..

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏برد و از میانشان می‏گذرد از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.

بهیک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری، اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی اگر بتوانی دیگری را همانطور كه هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی، عشق تو واقعی است.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی كسی كه دوستت داره، همش نگرانته، به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش

راستی: مواظب خودت باش



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 آذر 1392 01:32 ق.ظ